بازگشت به زندگی تنها با ترک اعتیاد من امکان پذیر بود

در سن ۲۰ سالگی با یکی از دوستانش که اعتیاد به تریاک داشته، به پای بساط منقل و وافور می نشیند. در ابتدا به صورت تفننی مصرف می کرده، اما بعد از تقسیم ارث…..بی اعتنا به همسر به کشیدن تریاک می پردازد. با دیدن درد مادر، دختر کوچک خانواده سریعا با اورژانس تماس گرفته و مادر را به بیمارستان منتقل می کنند.

 چین و چروک های صورتش و اضطرابی که در نگاهش موج می زند حاکی از آن است، که سال های بسیاری را گریبانگیر مواد مخدر بوده است و هم اکنون، از آنچه در گذشته انجام داده است، بسیار پشیمان است. شرط اصلی او برای مصاحبه آن است، که از جزئیات زندگی گذشته اش پرسیده نشود. زیرا از باز گفت و به خاطر آوردن آن ها بسیار شرمگین است.

او در ادامه از زندگی خود می گوید که در دوران کودکی مادر خود را از دست داده است و وقتی تنها ۱۵ سال داشت، پدر خود را نیز بر اثر حادثه ای از دست می دهد. خواهر و بردار های بسیاری داشته، اما همگی آن ها متاهل بوده و برای زندگی خود تلاش می کردند. او نیز در سن ۱۸ سالگی ازدواج می کند و در همان سن نیز صاحب فرزند می گردد. با ورود فرزند به خانواده اش، به شغل راننده اتوبوسی روی می آورد، تا اینکه در سن ۲۰ سالگی با یکی از دوستانش که اعتیاد به تریاک داشته، به پای بساط منقل و وافور می نشیند.

در ابتدا به صورت تفننی مصرف می کرده، اما بعد از تقسیم ارث و بدست آوردن پول بسیاری، به صورت دائمی به مصرف می پردازد. سال های زیادی را همانند سایه در کنار خانواده اش سپری می کند، تا اینکه یک روز، شاهد درد شدیدی است، که در قفسه سینه همسرش پدیدار می شود. اما در آن زمان نیز به دلیل درد خماری، تنها به فکر برپا کردن بساط منقل خویش است. از این رو بی اعتنا به همسر به کشیدن تریاک می پردازد. با دیدن درد مادر، دختر کوچک خانواده سریعا با اورژانس تماس گرفته و مادر را به بیمارستان منتقل می کنند.

اعتیاد به تریاک

بازگشت به زندگی تنها با ترک اعتیاد من امکان پذیر بود

بازگشت من به زندگی تنها با ترک اعتیاد ماده مخدر در مرکز بازپروری

بعد از آنکه بساط خماریم برچیده شد، تازه متوجه شدم چه اتفاقی افتاده است. از خودم شرمگین بودم که در آن حال همسر خود را رها کرده و تنها به فکر اعتیاد خود بودم. این احساس شرمندگی آنقدر شدید بود که مرا از رفتن به سوی بیمارستان بازداشت. در عوض بیمارستان به کمپ ترک اعتیاد رفتم، تا یکبار برای همیشه این اعتیاد تریاک را  در مرکز کنار گذارم و با خود عهد کردم تا روزی که به صورت کامل ترک اعتیاد نکرده ام، به خانه باز نخواهم گشت.

خوشبختانه در کمپ ترک اعتیاد مربی (راهنما) خوبی داشتم. او یکی از بیماران اعتیادی بود که سال ها پیش ترک کرده بود. از این رو با حال و روز ما بسیار آشنایی داشت. کمک ها و حمایت های این مربی که هم اکنون تبدیل به یک دوست قدیمی شده است، باعث شد که این مواد افیونی را به طور کامل کنار گذارم. در واقع آنچه که مرا به سوی یک زندگی پاک سوق داد، تنها اراده خودم بود.

س به عنوان کسی که سال ها این مسیر را رفته می گوییم، هرگز کسی را وادار به ترک ننمایید. زیرا تا زمانی که شخص از درون پشیمان نشود، اقدام به یک ترک اعتیاد قطعی نمی کند. اما این را هم بگویم که مواد های مخدر یا همان محرک جدید متاسفانه قدرت فکر و تصمیم را از یک فرد مصرف کننده مانند شیشه میتواند بگیرد و خانواده چاره ایی ندارد تا بیمار خود را بصورت ترک اعتیاد اجباری اقدام کند.

پایان پیام.

بازدیدها: 161